عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند
فکر عود و چای اسپند و گلاب افتاده اند
این فراخوان محرم مرزها را هم شکست
ارمنی ها هم به فکر مشک و آب افتاده اند
عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند
فکر عود و چای اسپند و گلاب افتاده اند
این فراخوان محرم مرزها را هم شکست
ارمنی ها هم به فکر مشک و آب افتاده اند
باغِ سبزی که نوشتند فقط نی زار است
سرِ من راهیِ شام و بدنم بر دار است
تا به خارج شدن از دینِ تو فتوا دادند
سنگ دل ها همه بر کُشتنِ تو پا دادند
جان سه ساله ات تو نیاور سه ساله را
در بین کوفیان سخن از گوشواره است
دیدم یکی نشسته به دستش کمان و تیر
در انتظار آمدن شیرخواره است
روی لـوح دل مـن نام حسیـن درج کنیـد
بخدا نام حسیـن رافـع رنج و محـن است ...
بر حذر باش طمع، خانه خرابت نکند
غافل از واقعه ی روز حسابت نکند
ای که دم می زنی از عشق حسین
آن چنان باش که ارباب جوابت نکند!
من شدم عاشق تو یا تو شدی عاشق من؟؟
لطف ارباب به نوکر چه زیاد است، زیاد